سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
دفترچه یادداشت

 


_ هرچقدر هم که "نخواهی" فکر کنی ،


بالاخره روزی به بیهودگی چیزهایی که با آنها پیرامونت را پر کرده ای پی می بری .


بالاخره روزی در می یابی که باید  برگردی .


 



 


پ.ن: آدمیزاد حق دارد در دوره ای از زندگیش خیال کند همه چیز در حال فریب دادن اوست . حتی عقلش !


 


نوشته شده در  سه شنبه 17/8/90ساعت  5:12 عصر  توسط صوفی 
  برای دیگران()

 


گاهی فکر کردن چقدر سخت می شود


گاهی فکر میکنی به جایی مثل زهدان مادرت نیاز داری


تا زانو در شکم جمع کنی


سر در گریبان ببری


و فقط فکر کنی ...


*


پ.ن 1: یک نتیجه ی بد بهتر از بی نتیجگیه .


(فقط با تجربه میفهمیش !)


پ.ن 2: رازتو به مامانت نگو


مامانت هم مامانی داره !


 


نوشته شده در  دوشنبه 18/7/90ساعت  9:35 عصر  توسط صوفی 
  برای دیگران()

 


همین که فکر میکنی مثل دیگران نیستی ،


مثل دیگرانی !


*


می گفت : " خداوند در روند تکاملی آفرینش ، حوا را بعد از آدم آفرید . "


امیدوار شدم ...


 


نوشته شده در  پنج شنبه 10/6/90ساعت  1:33 عصر  توسط صوفی 
  برای دیگران()

 


بیچاره سنگی که بی اراده به رودخانه افتاد


                                                   و پیش رفت


                   و غافل بود که رودخانه به باتلاق می ریزد ...


 


      بیچاره تر سنگی که از روی کوه سقوط کرده بود ...


 


                                             نمایش تصویر در وضیعت عادی


 


سنگ بودن خودش مصیبتی است .


 


نوشته شده در  سه شنبه 18/5/90ساعت  5:45 عصر  توسط صوفی 
  برای دیگران()

 


_ فکر میکنی اگر رنگ سیاه وسفیدت یکی بشه


و تو خاکستری بشی بهتره


یا اگر با رنگ سیاهت خال های کوچک و بزرگ رو صفحه ی سفیدت بذاری ؟


درسته که در حالت اول رنگ سفیدی برات باقی نمی مونه


ولی عوضش خیالت راحته که فقط یک رنگ داری


و یک رو ...


+


                     نمیدونم چرا فکر کردم این تصویر به این پست ربط داره ...


 


نوشته شده در  یکشنبه 9/5/90ساعت  8:17 عصر  توسط صوفی 
  برای دیگران()

 


_ خودت میخواستی احساس قلبی ام را در چشمهایم ببینی


من هم باهمان چشمها فریبت دادم .


با یک دفترچه ی آبی


چند جمله ی عاشقانه


کمی اشک


و چشمهایی که به قول خودت نه دروغگو هستند ، نه راستگو


گیج کننده اند!


مخصوصا وقتی با لبخند همراه می شوند ...


ولی این کار را به خاطر خودت کردم


از ترس اینکه چیز دروغینی در چشمهایم ببینی


و ترس برت دارد...


*


روزی به حقیقت اعتراف خواهم کرد


مطمئن باش .


 


 


نوشته شده در  پنج شنبه 23/4/90ساعت  8:37 عصر  توسط صوفی 
  برای دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
فکر کن 2
فکر کن
مثل آدم
سنگم
سیاهی
فریب کار
[عناوین آرشیوشده]